Tafrihat-468 Ads
Ads
شما اینجایید : خانه » سرگرمی » جالب و خواندنی » داستان آموزنده : چهار شمع

ADS سفید کننده دندان لوما

داستان آموزنده : چهار شمع

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

چهار شمع به آرامی می سوختند .

محیط پیرامون آنها آنقدر آرام بود که صدای آنها شنیده می شد .

داستان آموزنده : چهار شمع

شمع اول گفت : من صلح نام دارم ! بنابر این هیچکس نمی تواند مرا روشن نگه دارد و یقین دارم که بزودی خاموش خواهم شد . پس شعله ی آن به سرعت کم شد و سپس خاموش شد .

شمع دوم گفت : من ایمان نام دارم و احساس می کنم که کسی وجود مرا ضروری نمی داند ولازم نیست بیشتر شعله ور بماند. وقتی سخنش به پایان رسید ، نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد .

نوبت شمع سوم رسید . او با ناراحتی گفت : نام من عشق است
من دیگر قدرت روشن ماندن ندارم چون همه مرا کنار گذاشته اند و اهمیت مرا درک نمی کنند . مردم حتی عشق ورزیدن به نزدیکانشان را نیز فراموش کرده اند . طولی نکشید که او هم خاموش شد .

ناگهان پسرکی وارد اتاق شد .

و دید که از چهار شمع سه تا خاموش شدند .

پسرک به آن سه شمع خاموش گفت : شماها چرا خاموشید ؟ مگر قرار نبود تا وقتی که تمام میشوید روشن بمانید ؟

و سپس شروع به گریه کردن کرد .

ناگهان شمع چهارم که هنوز روشن بود به حرف آمد و گفت :

نگران نباش تا زمانی که من هستم میتوانی به وسیله من آن سه شمع را روشن کنی .

نام من امید است .

گردآوری : آلامتو


سفر به سواحل آنتالیا :تور آنتالیا
سفر ارزان به آنتالیا :تور لحظه آخری آنتالیا
به آسانی لاغر شوید رژیم لاغری سریع
امکان جستجو بر اساس کالری ، چربی و ... سایت آشپزی
تور آنتالیا نوروز 95 تور آنتالیا
فروشگاه اینترنتی موبوجانبی هدست واقعیت مجازی VR Box 2
سیمکارت خود را شارژ کنید خرید شارژ ایرانسل
هاشور ابرو ، تاتو ابرو، قیمت هاشور ابرو،نمونه هاشور ابرو هاشور ابرو
سفرمی؛ خرید آنلاین بلیط هواپیما بلیط هواپیما
بلیط هواپیما و رزرو هتل زورق
کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب اختصاصی برای آلامتو محفوظ است. کپی برداری از مطالب اختصاصی فقط با درج لینک منبع مجاز است. طراحی سایت
بستن تبلیغ