آب غنی هیدروژن arian-motor
dsautomobiles قصر شیرین
شما اینجایید : خانه » اخبار روز ایران و جهان » اخبار حوادث » سرانجام تلخ عشق اینترنتی

اس ام اس نوروز عصر پرواز

سرانجام تلخ عشق اینترنتی

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

سرانجام تلخ عشق اینترنتی

او عاشق شده بود و هرچه من و پدرش گفتیم این دختر به درد تو نمی خورد فایده ای نداشت. احسان حرف های ما را به مسخره می گرفت و می گفت اگر به خواستگاری دختر مورد علاقه اش نرویم دست به خودکشی خواهد زد.


من و شوهرم در چندین جلسه راجع به این مسئله با هم صحبت کردیم اما به نتیجه ای نرسیدیم و به پسرمان گفتیم که این ازدواج به صلاح تو نیست و باید مثل برادرت با دختر اصل و نسب داری ازدواج کنی.

احسان که از طریق چت و اینترنت با مهسا آشنا شده بود برای آخرین بار تهدید کرد که تصمیم خودش را گرفته است و می خواهد ازدواج کند.پسرم بالاخره یکه و تنها به خواستگاری رفت و با مهسا ازدواج کرد. این ماجرا قلب ما را شکست و از نظر عاطفی خیلی برای مان گران تمام شد چون جلوی دوست و آشنا سرافکنده شدیم.

مادر عزادار در دایره اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی مشهد افزود: احسان بعد از ازدواج، با من و پدرش قطع ارتباط کرد و هیچ خبری از او نداشتیم تا این که پس از گذشت یک سال، یک روز سر و کله اش پیدا شد و در حالی که نادم و پشیمان بود و گریه می کرد گفت: مهسا با باندهای فساد رابطه دارد و در این مدت نقشه داشته که او را نیز اغفال کند و به گناه و معصیت بکشاند.

شنیدن این حرف ها از زبان پسری که آرزوهای زیادی برایش داشتیم قلب ما را به درد آورد. من و شوهرم اشتباهات او را نادیده گرفتیم و پسرمان را با آغوش باز پناه دادیم و کمکش کردیم تا همسرش را طلاق بدهد.اما افسوس که این شکست بزرگ، پسرم را افسرده و بی حوصله کرد و او با احساس پوچی و دلتنگی که داشت خانه نشین شد.اوایل فکر می کردیم اعتیاد پیدا کرده است ولی این طور نبود و احسان فقط از نظر روحی و روانی دچار مشکل شده بود. ما چندین برنامه مسافرت گذاشتیم و سعی کردیم فضای خانه را آرام و شاد نگه داریم تا پسرم روحیه بگیرد ولی او که از کرده خود پشیمان شده بود کارش به مصرف داروهای آرام بخش کشیده شد.

متاسفانه چند روز قبل زمانی که من و شوهرم برای کاری به خانه خواهرم رفته بودیم و احسان داخل خانه تنها بود با توجه به وضعیت روحی که داشت دست به خودکشی زد و وقتی ما بالای سرش رسیدیم که بدنش غرق در خون بود و نفس نمی کشید.

مادر دل شکسته با چشمانی اشک بار گفت: ما پس از انجام تشریفات قانونی جسد پسرم را به خاک سپردیم و از بچه ای که با هزار خون دل بزرگ کرده بودیم یک قاب عکس برای مان ماند .

گردآوری: آلامتو

رپورتاژ آگهی ویژه:

سفر به سواحل آنتالیا :تور آنتالیا
سفر ارزان به آنتالیا :تور لحظه آخری آنتالیا
مبلمان اداری فضاگویا مبلمان اداری
انجام تشریفات مجالس تشریفات مجالس
خرید بلیط هواپیما با الی گشت بلیط هواپیما
خرید آنلاین تشک رویا قیمت تشک رویا
لاغری آسان در مدرسه بدن رژیم لاغری
تیک بان بلیط هواپیما
بلیط چارتر با قاصدک 24 بلیط هواپیما
کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب اختصاصی برای آلامتو محفوظ است. کپی برداری از مطالب اختصاصی فقط با درج لینک منبع مجاز است. نقشه سایت
بستن تبلیغ